ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

8

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سراسر شهرها خواهد پيچيد و روا نيست كه چنين مكافات شنيعى از ما آشكار شود و ما را به حق ناشناسى مشهور سازد . با اين وصف فعلا از مدارا با او چاره‌اى نيست . چون اگر بدين ترتيب او را بكشيم و به يك نفر ديگر كه در تمكن مثل او يا نزديك به اوست اعتماد كنيم و منصب او را به وى بدهيم ، طبيعتا مىترسد از اينكه ما با او هم سرانجام همين رفتار را بكنيم . لذا از بيم جان خود از ورود به خدمت ما احتراز خواهد كرد و اگر هم وارد شود هميشه خائف و مستعد كناره‌گيرى خواهد بود . درين صورت وظائف خود را به دلگرمى انجام نخواهد داد و اهميت اين منصب از ميان خواهد رفت . لذا بهتر است كه اين موضوع را با عبد اللّه بن بطائحى كه از تمام كارهاى امير الجيوش اطلاع دارد ، در ميان بگذارى و به او منصب امير الجيوش را وعده دهى و از او بخواهى كه ترتيب كشته شدن او را بدهد آن هم بطورى كه وقتى سواره در حال عبور است يك نفر به او حمله كند و او را از پا در آورد . آن وقت ما قاتل او را مىگيريم و مىكشيم و چنين وانمود مىكنيم كه از كشته شدنش متاسف هستيم و انتقام خون او را گرفتيم . ازين راه منظور ما حاصل شده و قباحت اين كار هم متوجه ما نخواهد شد . » بنابر اين امير الجيوش به همان نحو كه شرحش را داديم كشته شد . پس از كشته شدن او ابو عبد الله بن بطائحى بر جايش نشست و به لقب « مأمون » ملقب شد . و در منصب خود استقرار يافت و نفوذى بهم رساند . بدين نحو حكمش در سراسر شهرهاى مصر جارى بود تا سال 519 هجرى قمرى كه به دار آويخته شد به نحوى كه ما انشاء الله تعالى در جاى خود تفصيلش را ذكر خواهيم كرد . عصيان سليمان بن ايلغازى و سرپيچى او از فرمان پدر خود درين سال سليمان بن ايلغازى بن ارتق در حلب طغيان كرد و از